هويت ايراني (ديني و ملي)

 

  مقدمه

    هویت مفهومی بسیار سیال و از جمله مفاهیم تفسیری در حوزه علوم انسانی و اجتماعی است و با توجه به اینکه از چه منظر، گفتمان یا سنت فکری به این مفهوم نگاه کنیم تعابیر مختلفی می توان از آن ارایه داد، علت این مسأله هم از یک سو به لایه های مختلف هویت و از سوی دیگر به تفاوتهای گفتمانی نوشته های علمی و فکری برمی گردد. به عنوان مثال، روان شناسان بیشتر با لایه فردی هویت سر و کار دارند در حالی که جامعه شناسان و متخصصان فرهنگی حوزه کارشان هویت جمعی است و این دو سطح تمایز بین هویت فردی و جمعی در توضیح مفهوم هویت در هر شکل آن که باشد، مؤثر است.

هویت فردی در واقع شاخصه های فردی یک شخص است مانند نام و نام خانوادگی، محل تولد، پدر و مادرو...

وقتی هم که درباره ویژگی های اجتماعی صحبت می کنیم مثلاً درباره گروه یا طبقه اجتماعی که فرد عضو آن است، منظورمان هویت اجتماعی است. اما هویت های جمعی از این هم گسترده تر و عام تر هستند؛ هویت جمعی مجموعه ویژگی ها، ارزش ها، نگرش ها و خصوصیاتی است که متعلق به یک واحد بسیار کلان به اسم ملت است. هويت در حقيقت به معناي آشنايي با گذشته تاريخي و توانمندي هاي فعلي است . عناصر تشكيل دهنده يك هويت موفق ، اميد ، اراده ، هدف و شايستگي است كه هر فردي با توجه به ارزشهاي ديني و ملي خود و حفظ ميراث ديني ، مذهبي، فرهنگي ، تاريخي ، تمدني ، ملي ، طبيعي و زيست محيطي خود مي تواند آن را نهادينه و پايدار نمايد. در خصوص هويت جمعي بايد گفت كه افراد با هويت يكسان ، از يك سو خود را شبيه يكديگر و از طرف ديگر خود را متمايز و متفاوت با ديگران مي بينند. گذشته‏ى تاريخى ما با يك فصل هجومِ استعمار فكرى و سلطه‏ى خارجى قطع شد و ما امروز داريم هویت تاريخى خودمان را بازشناسى و بازيابى مى‏كنيم؛ به آن افتخار مى‏كنيم؛ خود را ادامه‏ى آن حركت مى‏دانيم. ما امروز به خودمان مى‏باليم و احساس مى‏كنيم كه مى‏توانيم در ميدان دانش و معرفت و فناورى و انواع معارف بشرى حركت كنيم و نوآورى كنيم. البته براى نوآورى علمى - كه در فرهنگ معارف اسلامى از آن به اجتهاد تعبير مى‏شود - دو چيز لازم است: يكى قدرت علمى و ديگرى جرأت علمى. البته قدرت علمى چيز مهمى است. هوش وافر، ذخيره علمىِ لازم و مجاهدت فراوان براى فراگيرى، از عواملى است كه براى به دست آمدن قدرت علمى، لازم است؛ اما اين كافى نيست. اى بسا كسانى كه از قدرت علمى هم برخوردارند، اما ذخيره انباشته علمى آنها هيچ جا كاربُرد ندارد؛ كاروان علم را جلو نمى‏برد و يك ملت را از لحاظ علمى به اعتلاء نمى‏رساند. بنابراين جرأت علمى هم لازم است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، اين انقلاب بود كه

وجدانهاى مردم را تكان داد، ما را بيدار كرد و متوجه هویت خودمان كرد، تواناييهاى خودمان را به ما نشان داد و «ما ميتوانيم» را شعار ما قرار داد. ما هم وارد شديم و تجربه كرديم؛ ديديم بله، ميتوانيم. لذا امروز استقلال فرهنگى در اين كشور، روزبه‏روز در حال پيشرفت است و خودباورى فرهنگى بيشتر ميشود. جوانها بايد به اين توجه كنند و هر حركتى را كه مشاهده مى‏كنند با اين روحيه‏ى استغناى فرهنگى و استقلال فرهنگى معارضه دارد، با چشم بدبينى به آن نگاه كرده و بدانند كه هدايت شده است.

درواقع ملتى كه اراده و ايمانِ خود را معيار كار خود قرار داده و به كار گرفته است، اين ملتى كه هویت خود را شناخته و به آن تكيه كرده است، سرنوشت او جز عزت و سربلندى و اقتدار روزافزون، چيز ديگرى نيست. در راه رسيدن به اين قله‏ى پرشُكُوه، بايد همه با هم همكارى كنند؛ همه به يكديگر نيروى بيشتر بدمند: كه مصداق آيه شريفه « و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر» شويم.

در رابطه با كسب هويت مهمترين چيزدر ابتدا ايجاد عزت نفس در فرد مي باشد در واقع ايجاد يك خود انگاره و باور نسبت به خود و توانمنديهاي قبلي، فعلي و آينده در واقع فرد بايد بداند كيست ؟ چه چيزهايي براي او ارزش به حساب مي آيد ؟ چه راههايي را برگزيده كه در زندگي خود دنبال نمايد ؟

 افراد داراي شش نوع خود هستند :

 1- آن طور كه هستند ، 2- آن طور كه فكر مي كنند هستند ، 3- آن طور كه ميل دارند باشند ،4- آن طور كه ديگران در مورد آنها فكر مي كنند ، 5-  آن طور كه تفكر ديگران را درباره خود به نظر مي آورند، 6- آن طور كه فكر مي كنند ديگران از آنها مي خواهند كه چنان باشند.

اما واقعاً ما چه بوده ايم ؟ هم اكنون كيستيم؟ و چه بايد باشيم؟ و البته آنهايي موفق و پيروزند كه به درستي به اين سؤالات پاسخ گويند و با شناخت خويش ، و اطراف خود و آنچه كه بايد باشند هدف خود را مشخص كرده و سر رشته زندگي خود را در دست گيرند .

 

 

عوامل مؤثر در شكل گيري و تثبيت هويت:

 

در اين خصوص عواملي هستند كه بر شكل گيري شخصيت و هويت فرد تاثير گذارند كه به طور مختصر به آنها اشاره مي كنيم:

1-ويژگي هاي شخصي و وراثتي : مسلماً يكي از تاثير گذار ترين مسايل در زندگي شخص تأثيرات والدين از لحاظ وراثتي مي باشد در اين زمينه امام رضا (ع) مي فرمايند: اولين نعمت پروردگار به شيعيان و دوست داران ما نطفه پاك آنها بوده است. پس بناي تربيتي و شكل گيري شخصيت هر فرد به قبل از تولد و هنگام پيدايش عصاره وجودي هر فرد برمي گردد.

 

2-خانواده: نقش خانواده در شكل گيري هويت كودك و نوجوان و تثبيت آن در جواني بسيار حائز اهميت مي باشد چرا كه مسئوليت پذيري و حركت آگاهانه در دوره  بزرگسالي نيازمند رشد صحيح در دوران كودكي است. در اين خصوص احساس امنيت در خانواده يكي از مهمترين مسائل جهت شكل گيري عزت نفس كودك به شمار مي آيد . در واقع احساس عزت نفس كودك ناشي از ارزش گذاري والدين است و مهمتر از همه ديدن كودك و نوجوان همانگونه كه در حد توان آنهاست و انتظارات صحيح و سنجيده والدين از فرزندان نيز از ديگر عوامل مهم و مؤثر در شكل گيري هويت در فرزندان به شمار مي رود . در اين راستا توجه به نوجوان جهت شكوفايي و باور خويش جهت شناختن استعدادهاي دروني بسيار لازم به نظر مي آيد .

 

 

3-محيط آموزشي:  در حقيقت هيچ تحولى - چه مثبت، چه منفى - در جامعه صورت نمى‏گيرد، مگر اين‏كه معلم و دستگاه تعليم و تربيت در آن نقش اساسى دارد. اگر جامعه‏ى آموزش و پرورش، يك جامعه‏ى فعال، پُرنشاط، متعهد، داراى احساس مسؤوليت، مبتكر، عالم و پُرانگيزه باشد، در سطح كشور تأثير بنيانى خواهد گذاشت. تشكيل هویت نسل جديد به دست معلم است؛ يعنى حتّى نقشى پُررنگ‏تر از نقش خانواده و پدر و مادر. گاهى اوقات مى‏بينيد كه صحبت معلم براى بچه وحى مُنزل است؛ به خانه مى‏آيد، كارى را انجام مى‏دهد يا كارى را انجام نمى‏دهد، يا ساعتى مى‏خوابد يا ساعتى ورزش مى‏كند، يا كار ديگرى مى‏كند؛ چون اينها را معلم گفته. پدر و مادر كه بارها اين حرفها را مى‏گويند، تأثير ندارد؛ اما حرف معلم تأثير دارد. در اكثر موارد حرف معلم بر حرف پدر و مادر در ذهن كودك و نوجوان ترجيح پيدا مى‏كند و اين نقش معلم است. اگر ما مى‏خواهيم اين هویت، خوب شكل بگيرد؛ اگر مى‏خواهيم نسلى به‏وجود بيايد كه اعتمادبه‏نفس و انضباط اجتماعى داشته باشد؛ يك نسل مسؤوليت‏پذير و باعرضه و باكفايت براى كارهاى بزرگ، يك نسل داراى ابتكار، يك نسل مهربان و بدون احساس انتقام‏گيرى در درون خانواده‏ى بزرگ جامعه، يك نسل فداكار، يك نسل پُركار، يك نسل كم اسراف و دور از اسراف؛ اگر مى‏خواهيم فرهنگ عمومى جامعه به اين سمت حركت كند، راه و كليدش آموزش و پرورش است. براى تربيت چنين نسلى، آموزش و پرورش بايد مهيا و مناسب باشد.

 

4-گروه همسالان: در مقطع نوجواني و جواني فرد احتياج به شنيده شدن و ديده شدن دارد و بهترين كساني كه اين خواسته فرد را تامين مي كنند گروه دوستان و همسالان هستند و در نتيجه تاثير پذيري شخص در اين دوران از گروه دوستان بسيار زياد است لذا وظيفه خانواده و ديگر مسئولين دراين رابطه آشنا كردن نوجوان با چگونگي دوست يابي و شرايط دوستان است.

 

 

5-گروههاي مرجع: گروههاي مرجع گروهي است كه عقايد ، اعمال و رفتارهايش مورد توجه ، اعتماد و عمل اعضاي خودش يا ساير كساني است كه احتمالاً در آن گروه حتي عضويت نيز ندارند مثلاً براي پيروان مذهب ، پيشوايان ديني گروه مرجع به حساب مي آيد كه در رهبري اجتماعي نقش ايفا مي كنند و به عنوان عامل هويت ساز به ويژه در ميان جوانان تلقي مي شود . بايد دانست كه گروههاي مرجع همواره نقش مثبت ايفا نمي كنند مانند گروههاي ضد اجتماعي ، گروههاي تبهكاري و توليد كننده مواد مخدر كه نقش منفي و زيان بار در اجتماع دارند.  به طور كلي گروه مرجع دو كاركرد دارد :

1- كاركرد دستور دهي يا هنجارگذاري(مجاز دانستن يا ندانستن)

 2- كاركرد ارزش سنجي (ملاك بخشي به فرد)

  اكنون بايد دانست كاركرد گروههاي مرجع در هويت بخش به نوجوانان و جوانان چگونه است ؟

اگر چه هويت فرد ، به طور عمده در نتيجه عملكرد نهادهاي خانواده ، آموزش و غيره شكل مي گيرد اما هويت نهايي او كه موجب تشخيص وي مي شود از طريق تعامل با گروههاي اجتماعي بدست مي آيد. هويت اجتماعي پديده اي است كه مرتباً در داد و ستد يا تعامل با گروههاي اجتماعي قرار دارد و بسته به نوع گروهاي مرجع هويت ساز ، كم يا زياد ، تغيير مي كند و لذا هويت اجتماعي به يك بار شكل نمي گيرد . مهم اين است كه بدانيم هر كس در زندگي به حداقل يك گروه مرجع نياز دارد تا با آن ارتباط برقرار كند و از آن طريق به زندگي اجتماعي خود هويت يا معنا ببخشد. اگر چنين گروهي وجود نداشته باشد فرد احساس خلاء و تنهايي مي كند تا جايي كه ممكن است به فقدان معنا براي زندگي در افتد . پس بخشي از بحران هويت اجتماعي را مي توان به ناتواني گروههاي مرجع هويت ساز داخلي در جذب افراد نسبت داد كه در صورتي كه گروههاي مرجع خارجي قدرتمندانه حضور پيدا كنند ، چون فرد عناصر اصلي هويت خود را در كودكي و نوجواني از جامعه خويش دريافت كرده و فضاي فردي و اجتماعي او با فضاي زيستي و اجتماعي گروههاي مرجع خارجي متفاوت است ، دچار دو گانگي هويت و فرهنگي مي شود كه اين خود باعث تنش هاي اجتماعي و رواني مي شود و اين همان پديده اي است كه زمينه ساز مقوله تهاجم فرهنگي مي شود . لذا لازم است گروههاي مرجع هويت ساز داخلي تقويت شوند و نقش گروههاي خارجي را تقليل دهند.

 

6- جهان بيني: شايد بتوان گفت مهمترين نقش در شكل گيري هويت فرد را جهان بيني فرد تشكيل مي دهد در واقع انسان با پاسخ دادن به سؤالاتي نظير من كه هستم؟ از كجا آمده ام؟ چرا آمدم؟ كجا مي روم؟ ديدگاه و باور خود را نسبت به خود و اطراف  و جهان هستي شكل مي دهد و در واقع با پاسخ صحيح به اين سوالات هويت خود را يافته و زندگي خود را جهت مي دهي مي نمايد .

 

7-محيط اجتماعي: محيط اجتماعي در واقع نشان دهنده ارزشها و باورهاي ملي و ديني پذيرفته شده در جامعه مي باشد كه قطعاً يكي از سازنده ترين و ملموس ترين تاثيرگذاران درامر هويت اجتماعي و تصور از ما در فرد است . در واقع جامعه نشان دهنده الگوهاي مصرف است كه نمي توان آن را از نظامهاي ارزشي و هنجاري – خواه اجتماعي يا فردي يا توأماً – كه معرف شخصيت مصرف كننده است جدا ساخت . هویت حقيقى جامعه، هویت اخلاقى آنهاست؛ يعنى در واقع سازه‏ى اصلى براى يك اجتماع، شاكله‏ى اخلاقى آن جامعه است و همه چيز بر محور آن شكل مى‏گيرد. اخلاق‏هاى رفتارى افراد جامعه؛ مثل انضباط اجتماعى، وجدان كارى، نظم و برنامه‏ريزى، ادب اجتماعى، توجه به خانواده، رعايت حق ديگران –( اين‏كه ديگران حقى دارند و بايد حق آنها رعايت شود، يكى از خلقيات و فضايل بسيار مهم است) - كرامت انسان، احساس مسؤوليت، اعتماد به نفس ملى، شجاعت شخصى و شجاعت ملى، قناعت – (يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينه‏ها دچار مصيبت هستيم، به‏خاطر اين است كه اين اخلاق حسنه‏ى مهم اسلامى را فراموش كرده‏ايم) - امانت، درستكارى، حق‏طلبى، زيبايى‏طلبى - يكى از خلقيات خوب، زيبايى‏طلبى است؛ يعنى به دنبال زيبايى بودن، زندگى را زيبا كردن؛ هم ظاهر زندگى را و هم باطن زندگى را؛ محيط خانواده، محيط بيرون، محيط خيابان، محيط پارك و محيط شهر - نفى مصرف‏زدگى، عفت، احترام و ادب به والدين و به معلم.

 

8-وسايل ارتباط جمعي و تبليغات:  امروز رسانه‏ها در دنيا فكر، فرهنگ، رفتار و در حقيقت هویت فرهنگى انسانها را القاء مى‏كنند و تعيين‏كننده هستند. رسانه‏ها مى‏توانند در بهبود وضعيت زندگى انسان مؤثر باشند؛ مى‏توانند در گسترش صلح و امنيت جهانى مؤثر باشند؛ مى‏توانند در ارتقاى اخلاق و معنويت در ميان انسانها مؤثر باشند و مى‏توانند انسانها را خوشبخت‏تر كنند؛ متقابلاً مى‏توانند وسيله‏ى براي افروختن جنگهاى خانمان‏سوز باشند؛ مى‏توانند عادات و آداب و رفتارهاى مضر را در ميان مردم رايج كنند؛ مى‏توانند ملتهايى را از هویت انسانى خودشان و هویت ملى‏شان تهى كنند و مى‏توانند احساس تبعيض را در انسانها زنده كنند. امروز رسانه‏ها نقش‏ زيادي در جوامع دارند. اگر در سطح بين‏المللى مديريت و برنامه‏سازى رسانه‏اى بر اساس معيارهاى اخلاق، فضيلت، برابرى و تكيه‏ى بر مفاهيم واقعى انسانى باشد، ملتها سود خواهند برد. اگر رسانه‏ها برنامه‏سازى و مديريتشان بر اساس منافع كمپانيهاى اقتصادى، ثروتمندان بين‏المللى، قدرتمندان تماميت‏خواه و انحصارطلب باشد، يقيناً بشر زيان خواهد كرد. رسانه‏ها مى‏توانند زمينه‏ساز گفتگوى آزاد و دوجانبه و چندجانبه‏ى بين ملتها باشند. اين يكى از بزرگ‏ترين امتيازات رسانه‏هاى عمومى و فراگير است. همچنين مى‏توانند به صورت اخلاقى و استدلالى، مفاهيم ملتها را ميان يكديگر تبادل كنند و دادوستد معنوى و اخلاقى و فرهنگى ايجاد كنند كه اين مسئله‏ى بسيار ارزشمندى است. مى‏توانند سطح آگاهى و معرفت مردم را ارتقاء دهند. اگر رسانه‏ها در دنيا عادلانه اداره شوند و جاده‏ى رسانه‏اى يك جاده‏ى يك‏طرفه نباشد، ملتها به معناى حقيقى كلمه، حرف يكديگر را گوش كنند و مفاهيم محترم در نزد يكديگر را بشناسند، اين به نزديكى ملتها كمك خواهد كرد.

تبليغ يعنى چه؟ تبليغ يعنى رساندن؛ بايد برسانيم. به كجا؟ به گوش؟ نه ؛ به دل.  بعضى از تبليغ‏هاى ما حتى به گوش هم درست نمى‏رسد! گوش هم حتى آن را تحمل و منتقل نمى‏كند! گوش كه گرفت، مى‏دهد به مغز؛ قضيه اين‏جا نبايد تمام بشود، بلكه بايد بيايد و در دل نفوذ و رسوخ كند و به هویت ما هویت مستمع - تبديل شود. ما تبليغ نمى‏كنيم فقط براى اين‏كه چيزى گفته باشيم؛ ما تبليغ مى‏كنيم براى اين‏كه آنچه را كه موضوع تبليغ است، در دل مخاطب وارد شود و نفوذ كند. آن چيست؟ آن، همه‏ى آن چيزهايى است كه در اسلام به عنوان ارزش، مورد حمايت جان و حرم و ناموس حضرت ابى‏عبداللَّه (عليه‏السّلام) قرار گرفت، كه همه‏ى پيغمبران و اولياى الهى ديگر و وجود مقدس رسول‏اللَّه هم همين‏طور عمل كردند. پس ما مى‏خواهيم منطق دين، ارزش‏هاى دينى، اخلاق دينى و همه‏ى چيزهايى را كه در بناى يك شخصيت انسانى بر مبناى دين تأثير دارد، تبليغ كنيم؛ براى اين‏كه مخاطب ما به همين شخصيت دينى تبديل شود.

 

 

9-نيازهاي اساسي: در دنيايي كه هر روز ، هرساعت و حتي هر ثانيه آن در حال پيشرفت و رو به رشد است و دنيايي كه آدم هاي آن ميل به رسيدن به قله هاي كمال را دارند، به مقدمات ، شرايط و وسايلي احتياج است. اين مقدمات شامل وسايل لازم براي پيمودن اين مسير است. آن دسته از نيازهايي كه شخص با شكل گرفتن شخصيت  متوجه آنها شده و به عنوان يك ضرورت آن را مي پذيرد و مسلماٌ آنقدر با اهميت خواهد بود كه يكي از مبناهاي هويتي فرد را تشكيل دهد نيازهايي مانند شرايط مطلوب، شغل مناسب، ازدواج موفق، جايگاه اجتماعي و ... دركل اين نيازها شامل نيازهاي اوليه يا نيازهاي فيزيولوژيك ، نيازهاي ايمني و امنيت ، نياز تعلق، نياز به احترام و نيازهاي خودشكوفايي و پيشرفت مي باشد.

 

10-جامعه جهاني: مسلماً در دنياي امروز با رويكرد جهاني شدن غير از محصولات و توليدات صنعتي ، صادرات و واردات محصولات فرهنگي جايگاه مهمي به خود اختصاص داده اين تعاملات در جهان براي آن ملتهايي كه هويت خود را نشناخته و به آن پايبند نيستند ممكن است مسائلي نظي بي هويتي ، از خود بيگانگي و بي توجهي به استعدادها و قابليتهاي ملي و فرهنگي را به دنبال داشته باشد كه توجه و اهتمام به آن امري ضروري به نظر مي رسد. در اين راستا قدرت‏هاى اقتصادى با استفاده از دين  يا كليسا اهداف شوم خود را دنبال كرده و حتي با قدرت و پول و زر و زور از مسجد و معنويات هم استفاده مى‏كند. سلطه‏ى پول بر دنيا خيلى چيز عجيبى است. نتيجه‏ى آن، فقر عظيم جهانى، گرسنگى چند ميليارد انسان، تربيت غلط و ضدمعنوى نسل‏هاى روبه‏رشد بشر، جنگهاى تحميل شده‏ى بر ملتها و بازيچه قرار گرفتن سازمان‏هاى بين‏المللى است. به عنوان مثال آژانس بين‏المللى انرژى هسته‏يى كه  وابسته به سازمان ملل است و براى نظارت بر عدم اشاعه‏ى سلاح‏هاى هسته‏يى به وجود آمده. ببينيد برخوردش با كشورها چگونه است؛ تبعيض‏اش و دخالت عنصر سياسى در آن چگونه است؛ به‏خاطر اين‏كه زر و زور در آن تسلط دارند. اينها زشتى‏ها و چالش‏هاى بزرگ دنياى امروز است. چه كسى‏ مى‏خواهد با اينها مواجه شود؟ يك انسان، يك حزب و يك مجموعه نمى‏تواند. آن چيزى كه مى‏تواند در مقابل اين امواج كُشنده و كوبنده بايستد، يك هویت عظيم جمعىِ بين‏المللى است. امروز اين هویت عظيم جمعى و بين‏المللى در حال شكل گرفتن است؛ محورش هم نظام جمهورى اسلامى است.

   و كلام آخر اينكه امام بزرگوار ما توانست يك هویت جديدى را در دنياى پرآشوب سياست، در اين منطقه به وجود بياورد و آن، هویت جمهورى اسلامى و ملت زنده‏ى ايران است كه توانستند اين جمهورى را ايجاد كنند و از آن پاسدارى نمايند. اين، يك هویت اسلامى و يك هویت ملى است و اين هویت، مخصوص ملت ايران هم نيست. هویت اسلامى، متعلق به همه‏ى امتهاى اسلام است. امامِ بزرگوار ما با همت ملت ايران توانست اين هویت را ايجاد كند و آن را زنده كند. و البته اين هویت جديدى كه امام بزرگوار ما به وجود آورد، با ناباورى همه‏ى دنيا مواجه شد. آن روزى كه در مقابل جنگ تحميلى توانست دوام بياورد و پيروزى را به نام خود ثبت كند، يك بار ديگر دنيا را متعجب كرد؛ آن روزى كه توانست با پيشرفت علمى خود در مسئله‏ى هسته‏اى و مسائل ديگر علمى، توانائيهاى خود را اثبات كند، يك بار ديگر چشمهاى افراد صاحب‏نظر را متعجب و خيره‏ى به خود كرد. البته راه طولانى‏اى در پيش داريم  و در اين راه طولانى، موفقيتهاى بيشمارى در انتظار ماست. آنچه كه تا كنون ملت ايران از موفقيتها به دست آورده است، در مقابل آنچه كه به بركت ايستادگى و روشن‏بينى و آگاهى، در آينده ان‏شاءاللَّه به دست خواهد آورد، چيزى محسوب نمي شود. شآينده‏ى ملت ايران از گذشته‏ى او بمراتب بهتر خواهد بود.