هويت ايراني (ديني و ملي)
مقدمه
هویت مفهومی بسیار سیال و از جمله مفاهیم تفسیری در حوزه علوم انسانی و اجتماعی است و با توجه به اینکه از چه منظر، گفتمان یا سنت فکری به این مفهوم نگاه کنیم تعابیر مختلفی می توان از آن ارایه داد، علت این مسأله هم از یک سو به لایه های مختلف هویت و از سوی دیگر به تفاوتهای گفتمانی نوشته های علمی و فکری برمی گردد. به عنوان مثال، روان شناسان بیشتر با لایه فردی هویت سر و کار دارند در حالی که جامعه شناسان و متخصصان فرهنگی حوزه کارشان هویت جمعی است و این دو سطح تمایز بین هویت فردی و جمعی در توضیح مفهوم هویت در هر شکل آن که باشد، مؤثر است.
هویت فردی در واقع شاخصه های فردی یک شخص است مانند نام و نام خانوادگی، محل تولد، پدر و مادرو...
وقتی هم که درباره ویژگی های اجتماعی صحبت می کنیم مثلاً درباره گروه یا طبقه اجتماعی که فرد عضو آن است، منظورمان هویت اجتماعی است. اما هویت های جمعی از این هم گسترده تر و عام تر هستند؛ هویت جمعی مجموعه ویژگی ها، ارزش ها، نگرش ها و خصوصیاتی است که متعلق به یک واحد بسیار کلان به اسم ملت است. هويت در حقيقت به معناي آشنايي با گذشته تاريخي و توانمندي هاي فعلي است . عناصر تشكيل دهنده يك هويت موفق ، اميد ، اراده ، هدف و شايستگي است كه هر فردي با توجه به ارزشهاي ديني و ملي خود و حفظ ميراث ديني ، مذهبي، فرهنگي ، تاريخي ، تمدني ، ملي ، طبيعي و زيست محيطي خود مي تواند آن را نهادينه و پايدار نمايد. در خصوص هويت جمعي بايد گفت كه افراد با هويت يكسان ، از يك سو خود را شبيه يكديگر و از طرف ديگر خود را متمايز و متفاوت با ديگران مي بينند. گذشتهى تاريخى ما با يك فصل هجومِ استعمار فكرى و سلطهى خارجى قطع شد و ما امروز داريم هویت تاريخى خودمان را بازشناسى و بازيابى مىكنيم؛ به آن افتخار مىكنيم؛ خود را ادامهى آن حركت مىدانيم. ما امروز به خودمان مىباليم و احساس مىكنيم كه مىتوانيم در ميدان دانش و معرفت و فناورى و انواع معارف بشرى حركت كنيم و نوآورى كنيم. البته براى نوآورى علمى - كه در فرهنگ معارف اسلامى از آن به اجتهاد تعبير مىشود - دو چيز لازم است: يكى قدرت علمى و ديگرى جرأت علمى. البته قدرت علمى چيز مهمى است. هوش وافر، ذخيره علمىِ لازم و مجاهدت فراوان براى فراگيرى، از عواملى است كه براى به دست آمدن قدرت علمى، لازم است؛ اما اين كافى نيست. اى بسا كسانى كه از قدرت علمى هم برخوردارند، اما ذخيره انباشته علمى آنها هيچ جا كاربُرد ندارد؛ كاروان علم را جلو نمىبرد و يك ملت را از لحاظ علمى به اعتلاء نمىرساند. بنابراين جرأت علمى هم لازم است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، اين انقلاب بود كه
وجدانهاى مردم را تكان داد، ما را بيدار كرد و متوجه هویت خودمان كرد، تواناييهاى خودمان را به ما نشان داد و «ما ميتوانيم» را شعار ما قرار داد. ما هم وارد شديم و تجربه كرديم؛ ديديم بله، ميتوانيم. لذا امروز استقلال فرهنگى در اين كشور، روزبهروز در حال پيشرفت است و خودباورى فرهنگى بيشتر ميشود. جوانها بايد به اين توجه كنند و هر حركتى را كه مشاهده مىكنند با اين روحيهى استغناى فرهنگى و استقلال فرهنگى معارضه دارد، با چشم بدبينى به آن نگاه كرده و بدانند كه هدايت شده است.
درواقع ملتى كه اراده و ايمانِ خود را معيار كار خود قرار داده و به كار گرفته است، اين ملتى كه هویت خود را شناخته و به آن تكيه كرده است، سرنوشت او جز عزت و سربلندى و اقتدار روزافزون، چيز ديگرى نيست. در راه رسيدن به اين قلهى پرشُكُوه، بايد همه با هم همكارى كنند؛ همه به يكديگر نيروى بيشتر بدمند: كه مصداق آيه شريفه « و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر» شويم.
در رابطه با كسب هويت مهمترين چيزدر ابتدا ايجاد عزت نفس در فرد مي باشد در واقع ايجاد يك خود انگاره و باور نسبت به خود و توانمنديهاي قبلي، فعلي و آينده در واقع فرد بايد بداند كيست ؟ چه چيزهايي براي او ارزش به حساب مي آيد ؟ چه راههايي را برگزيده كه در زندگي خود دنبال نمايد ؟
افراد داراي شش نوع خود هستند :
1- آن طور كه هستند ، 2- آن طور كه فكر مي كنند هستند ، 3- آن طور كه ميل دارند باشند ،4- آن طور كه ديگران در مورد آنها فكر مي كنند ، 5- آن طور كه تفكر ديگران را درباره خود به نظر مي آورند، 6- آن طور كه فكر مي كنند ديگران از آنها مي خواهند كه چنان باشند.
اما واقعاً ما چه بوده ايم ؟ هم اكنون كيستيم؟ و چه بايد باشيم؟ و البته آنهايي موفق و پيروزند كه به درستي به اين سؤالات پاسخ گويند و با شناخت خويش ، و اطراف خود و آنچه كه بايد باشند هدف خود را مشخص كرده و سر رشته زندگي خود را در دست گيرند .
عوامل مؤثر در شكل گيري و تثبيت هويت:
در اين خصوص عواملي هستند كه بر شكل گيري شخصيت و هويت فرد تاثير گذارند كه به طور مختصر به آنها اشاره مي كنيم:
1-ويژگي هاي شخصي و وراثتي : مسلماً يكي از تاثير گذار ترين مسايل در زندگي شخص تأثيرات والدين از لحاظ وراثتي مي باشد در اين زمينه امام رضا (ع) مي فرمايند: اولين نعمت پروردگار به شيعيان و دوست داران ما نطفه پاك آنها بوده است. پس بناي تربيتي و شكل گيري شخصيت هر فرد به قبل از تولد و هنگام پيدايش عصاره وجودي هر فرد برمي گردد.
2-خانواده: نقش خانواده در شكل گيري هويت كودك و نوجوان و تثبيت آن در جواني بسيار حائز اهميت مي باشد چرا كه مسئوليت پذيري و حركت آگاهانه در دوره بزرگسالي نيازمند رشد صحيح در دوران كودكي است. در اين خصوص احساس امنيت در خانواده يكي از مهمترين مسائل جهت شكل گيري عزت نفس كودك به شمار مي آيد . در واقع احساس عزت نفس كودك ناشي از ارزش گذاري والدين است و مهمتر از همه ديدن كودك و نوجوان همانگونه كه در حد توان آنهاست و انتظارات صحيح و سنجيده والدين از فرزندان نيز از ديگر عوامل مهم و مؤثر در شكل گيري هويت در فرزندان به شمار مي رود . در اين راستا توجه به نوجوان جهت شكوفايي و باور خويش جهت شناختن استعدادهاي دروني بسيار لازم به نظر مي آيد .
3-محيط آموزشي: در حقيقت هيچ تحولى - چه مثبت، چه منفى - در جامعه صورت نمىگيرد، مگر اينكه معلم و دستگاه تعليم و تربيت در آن نقش اساسى دارد. اگر جامعهى آموزش و پرورش، يك جامعهى فعال، پُرنشاط، متعهد، داراى احساس مسؤوليت، مبتكر، عالم و پُرانگيزه باشد، در سطح كشور تأثير بنيانى خواهد گذاشت. تشكيل هویت نسل جديد به دست معلم است؛ يعنى حتّى نقشى پُررنگتر از نقش خانواده و پدر و مادر. گاهى اوقات مىبينيد كه صحبت معلم براى بچه وحى مُنزل است؛ به خانه مىآيد، كارى را انجام مىدهد يا كارى را انجام نمىدهد، يا ساعتى مىخوابد يا ساعتى ورزش مىكند، يا كار ديگرى مىكند؛ چون اينها را معلم گفته. پدر و مادر كه بارها اين حرفها را مىگويند، تأثير ندارد؛ اما حرف معلم تأثير دارد. در اكثر موارد حرف معلم بر حرف پدر و مادر در ذهن كودك و نوجوان ترجيح پيدا مىكند و اين نقش معلم است. اگر ما مىخواهيم اين هویت، خوب شكل بگيرد؛ اگر مىخواهيم نسلى بهوجود بيايد كه اعتمادبهنفس و انضباط اجتماعى داشته باشد؛ يك نسل مسؤوليتپذير و باعرضه و باكفايت براى كارهاى بزرگ، يك نسل داراى ابتكار، يك نسل مهربان و بدون احساس انتقامگيرى در درون خانوادهى بزرگ جامعه، يك نسل فداكار، يك نسل پُركار، يك نسل كم اسراف و دور از اسراف؛ اگر مىخواهيم فرهنگ عمومى جامعه به اين سمت حركت كند، راه و كليدش آموزش و پرورش است. براى تربيت چنين نسلى، آموزش و پرورش بايد مهيا و مناسب باشد.
4-گروه همسالان: در مقطع نوجواني و جواني فرد احتياج به شنيده شدن و ديده شدن دارد و بهترين كساني كه اين خواسته فرد را تامين مي كنند گروه دوستان و همسالان هستند و در نتيجه تاثير پذيري شخص در اين دوران از گروه دوستان بسيار زياد است لذا وظيفه خانواده و ديگر مسئولين دراين رابطه آشنا كردن نوجوان با چگونگي دوست يابي و شرايط دوستان است.
5-گروههاي مرجع: گروههاي مرجع گروهي است كه عقايد ، اعمال و رفتارهايش مورد توجه ، اعتماد و عمل اعضاي خودش يا ساير كساني است كه احتمالاً در آن گروه حتي عضويت نيز ندارند مثلاً براي پيروان مذهب ، پيشوايان ديني گروه مرجع به حساب مي آيد كه در رهبري اجتماعي نقش ايفا مي كنند و به عنوان عامل هويت ساز به ويژه در ميان جوانان تلقي مي شود . بايد دانست كه گروههاي مرجع همواره نقش مثبت ايفا نمي كنند مانند گروههاي ضد اجتماعي ، گروههاي تبهكاري و توليد كننده مواد مخدر كه نقش منفي و زيان بار در اجتماع دارند. به طور كلي گروه مرجع دو كاركرد دارد :
1- كاركرد دستور دهي يا هنجارگذاري(مجاز دانستن يا ندانستن)
2- كاركرد ارزش سنجي (ملاك بخشي به فرد)
اكنون بايد دانست كاركرد گروههاي مرجع در هويت بخش به نوجوانان و جوانان چگونه است ؟
اگر چه هويت فرد ، به طور عمده در نتيجه عملكرد نهادهاي خانواده ، آموزش و غيره شكل مي گيرد اما هويت نهايي او كه موجب تشخيص وي مي شود از طريق تعامل با گروههاي اجتماعي بدست مي آيد. هويت اجتماعي پديده اي است كه مرتباً در داد و ستد يا تعامل با گروههاي اجتماعي قرار دارد و بسته به نوع گروهاي مرجع هويت ساز ، كم يا زياد ، تغيير مي كند و لذا هويت اجتماعي به يك بار شكل نمي گيرد . مهم اين است كه بدانيم هر كس در زندگي به حداقل يك گروه مرجع نياز دارد تا با آن ارتباط برقرار كند و از آن طريق به زندگي اجتماعي خود هويت يا معنا ببخشد. اگر چنين گروهي وجود نداشته باشد فرد احساس خلاء و تنهايي مي كند تا جايي كه ممكن است به فقدان معنا براي زندگي در افتد . پس بخشي از بحران هويت اجتماعي را مي توان به ناتواني گروههاي مرجع هويت ساز داخلي در جذب افراد نسبت داد كه در صورتي كه گروههاي مرجع خارجي قدرتمندانه حضور پيدا كنند ، چون فرد عناصر اصلي هويت خود را در كودكي و نوجواني از جامعه خويش دريافت كرده و فضاي فردي و اجتماعي او با فضاي زيستي و اجتماعي گروههاي مرجع خارجي متفاوت است ، دچار دو گانگي هويت و فرهنگي مي شود كه اين خود باعث تنش هاي اجتماعي و رواني مي شود و اين همان پديده اي است كه زمينه ساز مقوله تهاجم فرهنگي مي شود . لذا لازم است گروههاي مرجع هويت ساز داخلي تقويت شوند و نقش گروههاي خارجي را تقليل دهند.
6- جهان بيني: شايد بتوان گفت مهمترين نقش در شكل گيري هويت فرد را جهان بيني فرد تشكيل مي دهد در واقع انسان با پاسخ دادن به سؤالاتي نظير من كه هستم؟ از كجا آمده ام؟ چرا آمدم؟ كجا مي روم؟ ديدگاه و باور خود را نسبت به خود و اطراف و جهان هستي شكل مي دهد و در واقع با پاسخ صحيح به اين سوالات هويت خود را يافته و زندگي خود را جهت مي دهي مي نمايد .
7-محيط اجتماعي: محيط اجتماعي در واقع نشان دهنده ارزشها و باورهاي ملي و ديني پذيرفته شده در جامعه مي باشد كه قطعاً يكي از سازنده ترين و ملموس ترين تاثيرگذاران درامر هويت اجتماعي و تصور از ما در فرد است . در واقع جامعه نشان دهنده الگوهاي مصرف است كه نمي توان آن را از نظامهاي ارزشي و هنجاري – خواه اجتماعي يا فردي يا توأماً – كه معرف شخصيت مصرف كننده است جدا ساخت . هویت حقيقى جامعه، هویت اخلاقى آنهاست؛ يعنى در واقع سازهى اصلى براى يك اجتماع، شاكلهى اخلاقى آن جامعه است و همه چيز بر محور آن شكل مىگيرد. اخلاقهاى رفتارى افراد جامعه؛ مثل انضباط اجتماعى، وجدان كارى، نظم و برنامهريزى، ادب اجتماعى، توجه به خانواده، رعايت حق ديگران –( اينكه ديگران حقى دارند و بايد حق آنها رعايت شود، يكى از خلقيات و فضايل بسيار مهم است) - كرامت انسان، احساس مسؤوليت، اعتماد به نفس ملى، شجاعت شخصى و شجاعت ملى، قناعت – (يكى از مهمترين فضايل اخلاقى براى يك كشور قناعت است، و اگر امروز ما در برخى زمينهها دچار مصيبت هستيم، بهخاطر اين است كه اين اخلاق حسنهى مهم اسلامى را فراموش كردهايم) - امانت، درستكارى، حقطلبى، زيبايىطلبى - يكى از خلقيات خوب، زيبايىطلبى است؛ يعنى به دنبال زيبايى بودن، زندگى را زيبا كردن؛ هم ظاهر زندگى را و هم باطن زندگى را؛ محيط خانواده، محيط بيرون، محيط خيابان، محيط پارك و محيط شهر - نفى مصرفزدگى، عفت، احترام و ادب به والدين و به معلم.
8-وسايل ارتباط جمعي و تبليغات: امروز رسانهها در دنيا فكر، فرهنگ، رفتار و در حقيقت هویت فرهنگى انسانها را القاء مىكنند و تعيينكننده هستند. رسانهها مىتوانند در بهبود وضعيت زندگى انسان مؤثر باشند؛ مىتوانند در گسترش صلح و امنيت جهانى مؤثر باشند؛ مىتوانند در ارتقاى اخلاق و معنويت در ميان انسانها مؤثر باشند و مىتوانند انسانها را خوشبختتر كنند؛ متقابلاً مىتوانند وسيلهى براي افروختن جنگهاى خانمانسوز باشند؛ مىتوانند عادات و آداب و رفتارهاى مضر را در ميان مردم رايج كنند؛ مىتوانند ملتهايى را از هویت انسانى خودشان و هویت ملىشان تهى كنند و مىتوانند احساس تبعيض را در انسانها زنده كنند. امروز رسانهها نقش زيادي در جوامع دارند. اگر در سطح بينالمللى مديريت و برنامهسازى رسانهاى بر اساس معيارهاى اخلاق، فضيلت، برابرى و تكيهى بر مفاهيم واقعى انسانى باشد، ملتها سود خواهند برد. اگر رسانهها برنامهسازى و مديريتشان بر اساس منافع كمپانيهاى اقتصادى، ثروتمندان بينالمللى، قدرتمندان تماميتخواه و انحصارطلب باشد، يقيناً بشر زيان خواهد كرد. رسانهها مىتوانند زمينهساز گفتگوى آزاد و دوجانبه و چندجانبهى بين ملتها باشند. اين يكى از بزرگترين امتيازات رسانههاى عمومى و فراگير است. همچنين مىتوانند به صورت اخلاقى و استدلالى، مفاهيم ملتها را ميان يكديگر تبادل كنند و دادوستد معنوى و اخلاقى و فرهنگى ايجاد كنند كه اين مسئلهى بسيار ارزشمندى است. مىتوانند سطح آگاهى و معرفت مردم را ارتقاء دهند. اگر رسانهها در دنيا عادلانه اداره شوند و جادهى رسانهاى يك جادهى يكطرفه نباشد، ملتها به معناى حقيقى كلمه، حرف يكديگر را گوش كنند و مفاهيم محترم در نزد يكديگر را بشناسند، اين به نزديكى ملتها كمك خواهد كرد.
تبليغ يعنى چه؟ تبليغ يعنى رساندن؛ بايد برسانيم. به كجا؟ به گوش؟ نه ؛ به دل. بعضى از تبليغهاى ما حتى به گوش هم درست نمىرسد! گوش هم حتى آن را تحمل و منتقل نمىكند! گوش كه گرفت، مىدهد به مغز؛ قضيه اينجا نبايد تمام بشود، بلكه بايد بيايد و در دل نفوذ و رسوخ كند و به هویت ما هویت مستمع - تبديل شود. ما تبليغ نمىكنيم فقط براى اينكه چيزى گفته باشيم؛ ما تبليغ مىكنيم براى اينكه آنچه را كه موضوع تبليغ است، در دل مخاطب وارد شود و نفوذ كند. آن چيست؟ آن، همهى آن چيزهايى است كه در اسلام به عنوان ارزش، مورد حمايت جان و حرم و ناموس حضرت ابىعبداللَّه (عليهالسّلام) قرار گرفت، كه همهى پيغمبران و اولياى الهى ديگر و وجود مقدس رسولاللَّه هم همينطور عمل كردند. پس ما مىخواهيم منطق دين، ارزشهاى دينى، اخلاق دينى و همهى چيزهايى را كه در بناى يك شخصيت انسانى بر مبناى دين تأثير دارد، تبليغ كنيم؛ براى اينكه مخاطب ما به همين شخصيت دينى تبديل شود.
9-نيازهاي اساسي: در دنيايي كه هر روز ، هرساعت و حتي هر ثانيه آن در حال پيشرفت و رو به رشد است و دنيايي كه آدم هاي آن ميل به رسيدن به قله هاي كمال را دارند، به مقدمات ، شرايط و وسايلي احتياج است. اين مقدمات شامل وسايل لازم براي پيمودن اين مسير است. آن دسته از نيازهايي كه شخص با شكل گرفتن شخصيت متوجه آنها شده و به عنوان يك ضرورت آن را مي پذيرد و مسلماٌ آنقدر با اهميت خواهد بود كه يكي از مبناهاي هويتي فرد را تشكيل دهد نيازهايي مانند شرايط مطلوب، شغل مناسب، ازدواج موفق، جايگاه اجتماعي و ... دركل اين نيازها شامل نيازهاي اوليه يا نيازهاي فيزيولوژيك ، نيازهاي ايمني و امنيت ، نياز تعلق، نياز به احترام و نيازهاي خودشكوفايي و پيشرفت مي باشد.
10-جامعه جهاني: مسلماً در دنياي امروز با رويكرد جهاني شدن غير از محصولات و توليدات صنعتي ، صادرات و واردات محصولات فرهنگي جايگاه مهمي به خود اختصاص داده اين تعاملات در جهان براي آن ملتهايي كه هويت خود را نشناخته و به آن پايبند نيستند ممكن است مسائلي نظي بي هويتي ، از خود بيگانگي و بي توجهي به استعدادها و قابليتهاي ملي و فرهنگي را به دنبال داشته باشد كه توجه و اهتمام به آن امري ضروري به نظر مي رسد. در اين راستا قدرتهاى اقتصادى با استفاده از دين يا كليسا اهداف شوم خود را دنبال كرده و حتي با قدرت و پول و زر و زور از مسجد و معنويات هم استفاده مىكند. سلطهى پول بر دنيا خيلى چيز عجيبى است. نتيجهى آن، فقر عظيم جهانى، گرسنگى چند ميليارد انسان، تربيت غلط و ضدمعنوى نسلهاى روبهرشد بشر، جنگهاى تحميل شدهى بر ملتها و بازيچه قرار گرفتن سازمانهاى بينالمللى است. به عنوان مثال آژانس بينالمللى انرژى هستهيى كه وابسته به سازمان ملل است و براى نظارت بر عدم اشاعهى سلاحهاى هستهيى به وجود آمده. ببينيد برخوردش با كشورها چگونه است؛ تبعيضاش و دخالت عنصر سياسى در آن چگونه است؛ بهخاطر اينكه زر و زور در آن تسلط دارند. اينها زشتىها و چالشهاى بزرگ دنياى امروز است. چه كسى مىخواهد با اينها مواجه شود؟ يك انسان، يك حزب و يك مجموعه نمىتواند. آن چيزى كه مىتواند در مقابل اين امواج كُشنده و كوبنده بايستد، يك هویت عظيم جمعىِ بينالمللى است. امروز اين هویت عظيم جمعى و بينالمللى در حال شكل گرفتن است؛ محورش هم نظام جمهورى اسلامى است.
و كلام آخر اينكه امام بزرگوار ما توانست يك هویت جديدى را در دنياى پرآشوب سياست، در اين منطقه به وجود بياورد و آن، هویت جمهورى اسلامى و ملت زندهى ايران است كه توانستند اين جمهورى را ايجاد كنند و از آن پاسدارى نمايند. اين، يك هویت اسلامى و يك هویت ملى است و اين هویت، مخصوص ملت ايران هم نيست. هویت اسلامى، متعلق به همهى امتهاى اسلام است. امامِ بزرگوار ما با همت ملت ايران توانست اين هویت را ايجاد كند و آن را زنده كند. و البته اين هویت جديدى كه امام بزرگوار ما به وجود آورد، با ناباورى همهى دنيا مواجه شد. آن روزى كه در مقابل جنگ تحميلى توانست دوام بياورد و پيروزى را به نام خود ثبت كند، يك بار ديگر دنيا را متعجب كرد؛ آن روزى كه توانست با پيشرفت علمى خود در مسئلهى هستهاى و مسائل ديگر علمى، توانائيهاى خود را اثبات كند، يك بار ديگر چشمهاى افراد صاحبنظر را متعجب و خيرهى به خود كرد. البته راه طولانىاى در پيش داريم و در اين راه طولانى، موفقيتهاى بيشمارى در انتظار ماست. آنچه كه تا كنون ملت ايران از موفقيتها به دست آورده است، در مقابل آنچه كه به بركت ايستادگى و روشنبينى و آگاهى، در آينده انشاءاللَّه به دست خواهد آورد، چيزى محسوب نمي شود. شآيندهى ملت ايران از گذشتهى او بمراتب بهتر خواهد بود.
|